عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
535
منازل السائرين ( فارسى )
وسيلهاى استحقاق وصول بدان را ندارد . آن بر سه ركن استوار است : مشاهدهء قرب و صعود از علم و مطالعة جمع كه اين معرفت ، معرفت خاصه الخاصه است . منظور از معرفتى كه مستغرق در محض تعريف است يعنى تعريف حق به ذاتش بىهيچ واسطه است . و اين قول خدا به موسى عليه السّلام است كه فرمود : إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي . « 1 » مرا پرستش كن و با ياد من نماز برپا دار . و نيز قول خداوند به پيامبر محمد صلّى اللّه عليه و إله : فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى . « 2 » پس به بندهء خود وحى فرمود آنچه كسى درك نتواند كرد . و معنى استغراق معرفت در محض تعريف يعنى اضمحلال معرفت در اين تعريف تا اينكه تعريف ذات خداوند به ذات خودش براى خودش باشد بىاينكه رسمى براى شاهدى باشد چرا كه شاهد عين شهود است در اين مرتبه به جهت فناى كليه . پس هيچ استدلالى بدان راه نيابد چرا كه استدلال تثليث است ، استدلال يعنى نسبت بين دليل و مدلول درحالىكه در مقام احديت هيچ اثر از اينها نيست . نيز هيچ تساهلى بر آن دلالت نتواند كرد به جهت فناى كل در مشهودى كه عين حقيقت است ، پس خود اوست كه هم دليل است و هم مدلول ، هم شاهد است و هم مشهود . پس هيچ وسيلهاى را نشايد تا در هنگام اشراق نور حقيقت ، واسطه قرار گيرد كه در اين حال اسباب منقطع شده چون مسبّب تجلّى يافته كه او اصطفاء محض و وجود صرف است و داراى سه ركن است : مشاهدهء قرب كه محو رسوم خلقى را همراه دارد . صعود عن العلم ، يعنى از علم ظاهرى و عقلى به محض شهود مىرسد و ركن سوم اينكه به مطالعهء حضرت جمع ، فارق از جدايى صفات با ذات مىپردازد كه اين معرفت خاص الخاص است .
--> ( 1 ) . طه / 14 . ( 2 ) . نجم / 10